ایش، ایو، آزادلیق

برخی ملاحظات انتقادی دربارۀ یک سا ل فعالیت حکومت خود مختار آذربایجان

0

۲۱ آذر- ۱۴ اکتبر- مصادف است با د و واقعه ی مهم در تاریخ معاصر آذربایجا ن. یکی تا سیس حکومت خود مختارآذربایجان َدر سال    ۱۳۲۴ \ ۱۹۴۵  و دیگری فروپاشی آن در سال بعد یعنی در سا ل ۱۳۲۵ . اولی شکوهمند است و غرورانگیز و دومی سرد و حزن انگیز مثل پا ییز آذ ربا یجا ن .اما خود فرقه دموکرات آذربا یجان هم  چند ماه بعد از اتمام جنگ دوم جهانی در ۱۲ شهریور۱۳۲۴ بنیا  نگذاری شد . یعنی  د رست در بحبوحه ی رقابتهای حاد شوروی با آمریکا و انگلستا ن و بحران روابط حکومت های ایران و اتحاد شوروی .وقتی که نیروهای آلمان در ۷ مه ۱۹۴۵ ( ۱۷ اردیبهشت ۱۳۲۴ ) تسلیم شدند ، ائتلاف ضد فاشیسم هیتلری نیز ضرورت وجودی خود را از دست داده و از هم پاشید .  نتیجه ی عملی از هم گسستن ائتلاف شوروی با آمریکا و انگلیس برای کشور ما،دخالت گسترده هر دو جناح فاتح جنگ در امور داخلی ایران و اعلام آغاز جنگ سرد برای اولین باراز این نقطه جهان بود . با اتمام جنگ ،آمریکا و انگلیس نیروهای خود را مطابق معاهده سه جا نبه ایران ،شوروی و انگلستان منعقده در ژانویه ی ۱۹۴۲ ( بهمن ۱۳۲۰ ) از ایران بیرون کشیدند . زیرا منافع آنها در ایران تضمین شده بود ؛ از طریق دربار فاسد، مجلس و  نمایندگان سفارشی ، دولتها و وزرای وابسته که همگی فئودالیسم و سرمایه داری وابسته را نما یندگی میکردند .در مقابل ، شوروی بی بهره از چنین موهبتی است .  تنها اهرم دستش ، نیروهای مستقرش در ایران میباشد. در نتیجه ، خروج نیروها یش به معنای واگذاری مفت و ارزان ایران به رقبای  متخاصم خود میباشد .بنابراین خلف وعده کرده و به حیل مختلف از تخلیه ایران طفره میرود . سعی میکند از وجود نیروهای نظامی خود در ایران نهایت استفاده را برده ،منافع خود را تضمین کرده و به امتیازاتی دست یازد . درنتیجه دیپلماسی شوروی دست به کار میشود تا اهرمهای فشاری علیه حکومت مرکزی و دولتهای امپریالیستی رقیب ایجاد کند .یکی ازاین اهرمهای فشار، ایجاد فرقه دموکرات آذربایجان بود . بدون هیچ تردیدی میتوان گفت که    تا سیس فرقه در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ با تشویق و تلقین مقامات شوروی توام بوده است . اما از آنجا که این “حسن نظر” دیپلماسی شوروی با نیا ت با طنی و آما ل و آرزوهای آزادیخواهانه و ملی گرایانه ی موسسین فرقه در انطباق قرار داشت ، آنها ازاین موقعیت وهمچنین شرایط مساعد داخلی –  ضعف دولت مرکزی ، نارضایتی مردم آذربایجان ازحکومتهای مرکزی ، ظلم وستم موجود و تبعیض و تحقیر ملی –  نهایت استفاده را برده و به تا سیس فرقه دموکرات همت می گمارند . درآغاز کار، شورویها کمال همکاری را با فرقه دارند . از ایجاد و د ر اختیار نهادن تسهیلات گوناگون تا رفع موانع مختلف برسر راه رشد و گسترش تشکیلات دموکراتهای آذربایجان هیچ کوتاهی نمی نمایند . اما وقتی که بر سر مسا ئل آنروز د نیا و تقسیم غنائم جنگ با آمریکا و انگلستا ن به سا زش و توافق رسیدند، نیمه ترش صورت خود رابه فرقه نشان  دادند . حا صل  و نتیجه ی توافق دو بلوک برای شوروی ، ا روپای  شرقی  بود که بعدها جملگی ارد وگاه  ” سوسیالیسم واقعا موجود ” را بوجود آوردند . شوروی ها در مقا بل کسب این امتیاز،مجبورشدند در راستای نقطه نظرات قدرتهای امپریالیستی ، از چند نقطه جها ن و از آن جمله ایران دست به عقب نشینی بزنند . برای آمریکا و انگلیس حضور و وجود رقیبی بنام شوروی درخاورمیانه غیر قا بل تحمل بود . از اینرو با بخشش اروپای شرقی به شوروی ها ،توانستند در مقابل آن ،خاورمیانه و ازآن جمله ایران و برخی نقاط دیگر دنیا را بد ست بیاورند . وهمانطور که مشاهده میکنیم آز آن تاریخ نیز تاکنون  به صورت قدرت بلامنازع دراین منطقه باقی مانده اند وهرگونه تجاوز به حریم خود رابا سهمناکترین وسا یل پاسخ میدهند . با قی ماجرا یعنی مذاکرات قوام د ر شوروی و سپس سا د چیکف- سفیر شوروی درایران – با قوام در تهران وامضای موافقتنامه مشترک ( در۴ آوریل ۱۹۴۶ برابربا ۱۵ فروردین ۱۳۲۵ )  تنها دو نتیجۀ مشخص و معین را به دنبا ل داشت :

۱-     اقرار شوروی براین مسئله که موضوع آذربایجان امری است داخلی وبنابراین به رسمیت شناختن حق دولت مرکزی برای حل این مشکل ،آنطوریکه خود صلاح میداند .

۲-       فراهم نمودن پوشش مناسب برای خروج نیروهای شوروی از ایران . مستمسک این خروج نیزدرظاهر، اعتماد شورویها به قولها و تعهدات حضرت اشرف بود . ازجمله ی این به اصطلاح تعهدات ، وعده ی اعطای امتیاز نفت شما ل به شوروی در آینده ی نامعلوم بود . هدف واقعی اما حفظ پرستیژبین المللی شوروی وخواب کردن رهبران فرقه و مردم آذربایجان بود – مبنی براینکه شوروی همچنان حامی آنا ن در مقا بل دولت مرکزی میباشد –  تا آنا ن بعنوان یکی از فاتحین جنگ جهانی دوم  بتوانند بدون سرشگستکی و به شکل آبرومندانه ای نیروهای خود را از ایران بیرون ببرند .

از این مقطع مساله آذربا یجان برای شورویها خاتمه یافته است . دستگاه د یپلماسی شوروی د ر تلاش است تا هرطورشده سرو ته قضیه را به هم بافته و پای خود را از این معرکه  بیرون بکشد .   از اینرو دولت خود مختارآذربایجان را تحت فشار قرار میدهند تا هر چه سریعتربه یک توافقی با دولت مرکزی برسد. حضرت اشرف قوام السلطنه نیز با دموکرات نمائی مشغول مذاکره و بده وبستان با دموکراتهای آذربایجان  میشود . مقصد اما سرگرم کردن فرقه است تا سازماندهی وتسلیح ارتش به سلاحهای جدید صورت گیرد . بعد ازآماده سازی مقدمات کار،ارتش شاهنشاهی به دستوراربابان امپریا لیستش به آذربا یجان حمله ور میشود . دراثر فشا رها و تضیقا ت کنسول و وابسته نظامی کنسولگری شوروی در تبریز- البته به دستور دولت شوروی – ، رهبران فرقه از مقاومت در برابر تهاجم ارتش دولت مرکزی باز می مانند . متاسفانه دولت شوروی نه تنها تقاضای فرقه برای کمک های نظامی جدید را رد می کند، بلکه در عین ناباوری حکومت خودمختار آذربایجان برخی ازادوات و ابزار نظامی و تبلیغی (رادیو) اهدائی خود را نیز ازفرقه باز پس می گیرد . یکی از مهمترین دلایل این امر ، انهدام و از هم گسیختگی شیرازۀ جامعۀ شوروی در طی جنگ دوم جهانی  بود . به همین جهت دولت آن کشور در آن برهۀ خاص از زمان ،نه توان آن را داشت و نه خواهان سرشاخ شدن ( تازه آن هم به خاطر حکومت خود مختار آذربایجان) با موتلفین سابق خود بود . هدف رهبران شوروی در آن مقطع بازسازی زیر ساخت های ویران شدۀ خود بود ؛ از این رو خواستار رو در رویی نظامی مجدد با غر ب امپریالیستی نبودند ، نه در ایران نه در یونان و نه در چین و نه درهیچ جای دیگر . بنابراین رهبران فرقه باید این را می دانستند و بر اساس آن برنامه ریزی و سازماندهی می کردند و نه بر اساس توصیه های شوروی و وعده و وعیدهای تو خالی دولت مرکزی ایران . متاسفانه رهبری فرقۀ از درک این حقیقت ساده غافل شد و تاوان آن را هم به شکل فوق العاده بد و سهمگینی پس داد .  یکی از مصیبت های گریبانگیر جامعۀ ایران ، جنبشها  و احزاب سیاسی آن از اوایل قرن نوزدهم تا به امروز ، همین عدم بلوغ فکری  رهبران و تصمیم گیران سیاسی و ناتوانی آنها در شناخت و طبعا تحلیل درست از روابط و مناسبات و توازن قوای بین المللی بوده است .  برخلاف رهبری فرقه و حکومت خودمختار آذربایجان، به عنوان مثال ، حزب کمونیست چین به توصیه های دولت شوروی مبنی برادامۀ همکاری و سازش با گومین تانگ(بعد از اتمام جنگ دوم جهانی و بیرون راندن ارتش اشغالگر امپریالیسم ژاپن از چین) هیچگونه وقفی ننهاد و با حفظ استقلال سیاسی – تشکیلاتی خود و تحلیل مشخص از شرایط چین و اوضاع بین المللی آن دوران  و تکیه به نیروی کارگران و دهقانان چینی ، مستقلانه دست به کار شد و قدرت را هم بعد از چهار سال یعنی در سال ۱۹۴۹ م.  بدست گرفت . به هر حال بعد از کش و قوسهای ، پیشه وری از دبیراولی فرقۀ دموکرات برکنار و بی ریا به جای وی برگزیده میشود . با خلع وطرد جناح طرفدار مقاومت به رهبری پیشه وری ، جناح تسلیم طلب و مشکوک به سردمداری شبستری و سلام الله جاوید  بر فرقه دموکرات مسلط میشود . این جناح نیز طی اعلامیه ای آمادگی خود را برای استقبا ل از ارتش ضد خلقی اعلام می نماید . روز بعد یعنی در ۲۱ آذ ر سا ل ۱۳۲۵ ، درست یک سا ل بعد از تا سیس حکومت خودمختارآذربایجان ، ارتش شاهنشاهی  – به بهانه ی حفظ نظم انتخابات مجلس –  وارد تبریز میشود و بما نند یک ارتش مهاجم بیگانه به کشتار سبعانه مردم و مبارزین آذربایجانی میپردازد و تمامی دستاوردهای یکساله آنان را از بین میبرد .

اینک بعد ازسپری شدن ۷۴ سال ازآن حوادث ، یاد و خاطره حکومت خود مختارآذربایجان، رهبران و کوشندگان آن را فقط در دل صفحا ت تاریخ میتوان یافت . سیری در احوال وگذشته فعالین فرقه نشا ن میدهد که بیشتر آنان از سوابق طولانی آزادیخواهی  برخوردار بودند . در میا ن رهبران و اعضای فرقه انسانهایی وجود داشتند که بخاطر مبارزه علیه دیکتاتوری رضاخانی ،سازماندهی جنبش های کارگری وداشتن آرمانهای عدالت طلبانه سا لیان سال یا درزندان بودند ویا مجبور به جلای وطن شده بودند .گروهی ازرهبران وکادرهای فرقه ،از فعالین کارگری واعضای حزب کمونیست ایران ، شرکت کنندگان جنبشهای خیابانی  ، جنگل و برخی حتی از مبارزا ن صد ر مشروطیت بودند . آنا ن انسانهای آزاده ای بودند که هیچ سودایی جز رهائی خلقهای ایران در سر و هیچ آرزویی جز سعا د ت و خوشبختی بشریت دردل نداشتند ؛ و این را با اقدامات  اصلاحی وکارهای عمرانی ای که در عرض یک سا ل حکومت خود د ر آذربایجان انجام دادند به عینه نشان دادند .  اما برگ برگ صفحات تاریخ گواهی میدهد که در مبارزات اجتماعی ، داشتن حسن نیت و افکار خیرخواهانه برای نیل به مقصد به تنهایی کافی نیست .برای پی ریزی یک حرکت استواروموفقیت آمیز، ملزومات دیگری نیزمورد نیازاست که متاسفانه بخش عمدۀ رهبریت فرقه فاقد آن بوده است . یکی ازمهمترین این ملزومات داشتن استقلال سیاسی میباشد . رهبران فرقه و مخصوصا شخص پیشه وری – با آن تجارب طولانی وگاها تلخ مخصوصا ازجنبش جنگل – باید میدانستند که با وزنی که جنبش آنها داشت ، تکیۀ تام و تمام به شوروی وکمک گرفتن بی قید و شرط ازکشوری که از نقش تعیین کننده ای د ر سطح جهانی برخورداراست ، برای استقلال سیاسی آنها بمثابه سم مهلک خواهد بود  . تجارب طولانی مبارزات خلقهای دنیا  نشا ن داده است که کمک  ابرقدرتهای جهانی به جنبشها و کشورهای مختلف به ایجاد وابستگی وحق دخا لتگری در مسائل داخلی آنها همراه بوده و میباشد . آمریکا ، انگلستان و شوروی در آنزمان و آمریکا ، انگلیس ، فرانسه و اسرائیل و … هم اینک از این قبیل کشورها میبا شند . امروزه روز پذ یرش و دریا فت کمکهای ما لی ، تسلیحاتی ، فنی و اطلاعاتی ازکشورهای فوق الذکر مضر و زیا ن آور میباشد . یعنی افراد و احزاب و کشورهای خواها ن دریافت کمک ازاین کشورها ، با هرعنوان ونیتی ، باید پیشا پیش زنجیر وابستگی را به گردن خود بیاویزند . باری اتکای همه جا نبه ی رهبری فرقه به شوروی مضرات فراوانی در پی داشت که نهایت آن به شکست و اضمحلال حکومت خود مختا ر آذربایجان وفرار وعقب نشینی خیلی از اعضاء و رهبران آن به خاک شوروی منجرگشت . در حالیکه فرقه به جای آن ، یعنی امیدواری به کمک های دولت شوروی ، میتوانست با اتکا به نیروی لایزال توده های مردم آذربایجان به بسیج ، سازماندهی و تسلیح آنان برای دفاع از خود در مقابل حملات ارتش دست پرورده ی آمریکا و انگلیس به پردازد . در کنار این ، آنان میتوانستند با ایجاد یک ائتلاف سراسری با سایر نیروهای ملی و مترقی آنروزی و استمداد از مردم و کلیه ی خلقهای سراسر ایران – به مانند ستار خان در حین محاصره ی تبریز- برای سرنگونی مرتجعین تهران نشین ، رویکردی سوایی وابستگی و حرف شنوی را درپیش گیرند. اگرچنین میشد ؛ حتی اگر جبهه ی انقلاب و ترقی خواهی شکست میخورد ، باز ما امروز میتوانستیم با افتخار به تجربه ی روشن پیشینیانمان بنگریم و بنازیم ؛ و دیگر آن افتضاحات و فرارهای شرم آور، پریشان حالی ،چند دستگی و حرف و حدیث های دیگری که عواقب انها هنوز که هنوز است دامن جنبش ترقی خواهی مردم را رها نکرده است ، پیش نمی آمد .

 من در اینجا برای جلوگیری از اطناب کلام ، مهمترین دلایل سقوط زود هنگام فرقه دموکرات آذربایجان را در زیر بر می شمار م . به نظر من سقوط و فروپاشی فرقه دموکرات و حکومت خودمختا ر آذربایجان ناشی از مجموعه عواملی بود که به ترتیب اهمیت عبارتند از:

۱- حرف شنوی ازمقامات شوروی و عدم اتکا به نیروی رای و خرد خود . مقامات شوروی بر حسب وظیفه – مثل مامور هر دولت دیگری – درفکر پیشبرد سیاستها و منافع دولت متبوع خود بودند

۲- عدم انجام اصلاحات ارضی رادیکال – بعنوان یکی از مؤلفه های اصلی انقلابا ت بورژوائی – برای جلب و پشتیبانی دهقانان یعنی اکثریت مردم آذربایجان آنروزی  – . حکومت فرقه تنها زمین های ملاکین فراری و خالصه را مشمول اصلاحات ارضی نموده بود .

۳- فقدان اراده و اهتمام جدی درایجاد یک ائتلاف سراسری و دموکراتیک برای مبارزه علیه حکومت مرکزی

   ۴-  – خوش باوری به مواعید حکومت مرکزی و صرف وقت به چانه زنی با قوام السلطنه- مهره        شناخته شده امپریا لیزم در ایران –  و از این طریق اعطای فرصتهای مناسب به آن برای ایجاد تمهیدات  داخلی و بین المللی لازم برای سرکوب جنبش ملی – دموکراتیک آذربایجان .

۵-     چند دستگی رهبری فرقه و تذبذب آن در امر مقاومت و نبود  یک اراده قاطع و استوار در به کارگیری نیروی ارتش منظم قزلبا ش و هزاران داوطلب مسلح فدائی درمقابل تهاجمات ارتش دولت مرکزی و ملاکین و مزدوران بومیش .

۶-     بی تجربگی رهبری فرقه در امر کشورداری ، ضعف مدیریت ، ناهماهنگی اداری– تشکیلاتی

و همچنین وجود عناصر دو رویه و مشکوک در درون فرقه .

بکوشیم با درس آموزی ازتجا رب یک ساله حکومت خود مختارآذربایجان ، یاد آن مبارزان آزادیخواه و همچنین خاطره کشته شدگان گلگون کفن آن ایام تاریخی را همیشه زنده نگه بداریم .

                                                                                                                                                                                                                    ا.ن

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.