asas menyu

جنبشهای اجتماعی ومسئله ملی درآذربایجان

جنبشهای اجتماعی ومسئله ملی درآذربایجان

بی تردید آذربایجان یکی از مناطق مهم جمعیتی و اقتصادی  ایران محسوب میشود   که بررسی  آماری وجامع آن   دراین مختصر نمیگنجد  اما قبل از  ورود به بحث   ضروری دیدم  برای آشنائی خواننده  با منطقه مورد بحث اشاره مختصر وکوتاهی   به  حدود وجمعیت وتولیدات عمده آن کرده باشم هرچند این اشاره به هیچ وجه  جامع وکافی نیست.
آذربایجان شرقی

طبق آمارهای رسمی ودولتی : استان آذربایجان شرقی با مساحتی بالغ بر ۲۸۷ / ۴۹ کیلومتر مربع” و با جمعیتی برابر با ۳میلیون و ۳۰۹ هزار و ۱۳۴ نفر (طبق آمار سال ۱۳۷۰) از استانهای مهم کشور به لحاظ اقتصادی و صنعتی و کشاورزی بشمار می رود. تبریز  یکی از شهر های مهم ومرکز این استان از دیرباز مهد صنعت و تجارت بوده است.در حال حاضر شهر تبریز  به لحاظ وجود کارخانه ها و کارگاههای بزرگ صنعتی و تولیدی, به یکی از قطبهای مهم صنعتی کشور تبدیل شده است.تعدادی از کارخانه های مهم شهر عبارتند از: کارخانجات عظیم تراکتورسازی, ماشین سازی, بلبرینگ سازی, ایدم, موتوژن, پیستون سازی, صانع, مرکز تحقیقات صنایع سنگین, آذر بنیاد, صنایع نساجی تبریز, پالایشگاه (مجتمع عظیم پتروشیمی) شهرک صنعتی غرب تبریز, شهرک صنعتی شهید رجایی, شهرک صنعتی شهید سلیمی, شهرک چرم شهر, کارخانجات کبریت و دهها مرکز دیگر, مانند کارگاههای قالیبافی و…
آذربایجان غربی
استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران قرار دارد و از شمال به جمهوری آذربایجان و ترکیه، از مغرب به کشورهای ترکیه و عراق، از شرق به استان آذربایجان شرقی و استان زنجان و از جنوب به استان کردستان محدود است. مساحت استان برابر ۳۷٫۰۵۹ کیلومتر مربع است که سیزدهمین استان بزرگ کشور محسوب می‌شود جمعیت استان آذربایجان غربی طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ – ۲٫۸۷۳٫۴۵۹ نفر می‌باشد..آذربایجان غربی در شمال غربی کشور نزدیک به ۱۳۵ کیلومتر مرز بین المللی مشترک” در امتداد رود ارس با جمهوری خودمختار نخجوان (در جمهوری آذربایجان) دارد.طول مرزهای مشترک این استان با ترکیه و عراق نیز به ترتیب حدود ۴۸۸ و ۲۰۰ کیلومتر است.این استان با دشتهای وسیع و حاصلخیز و زرخیز و کوههای سر به فلک کشیده و هوای ملایم و سالم و رودهای پر آب و تاکستانهای پر بار و باغهای گوناگون” از خوش آب و هواترین مناطق ایران بشمار می رود. درای  محصولات کشاورزی و کارخانه های مختلف  آب میوه  و نوشابه سازی  ، چرم سازی  و.. میباشد این استان یکی از مناطق مستعد کشاورزی است. علاوه بر این وجود ایلات و عشایر در دامداری استان نقش قابل توجهی دارد. این استان از نظر اکتشاف و بهره‌برداری منابع معدنی نسبت به سایر استانها در وضع مطلوبی قرار ندارد. بررسی ترکیب کارگاههای موجود استان نیز نشان می‌دهد که دو گروه صنعتی کانیهای غیرفلزی و غذایی – داروئی در بین سایر صنایع بالاترین تعداد میزان اشتغال را دارد. از جمله معادن این استان می‌توان به معادن مصالح و سنگهای ساختمانی، گرانیت، میکا، زرنیخ، تالک، تراورتن، طلا، خاک نسوز و پوکه معدنی اشاره کرد.

استان اردبیل
استان اردبیل در شمال باختری ایران واقع شده و با ۸۱۴ / ۱۷ کیلومتر مربع وسعت” دارای یک میلیون و ۱۵۳ هزار و ۵۴۹ نفر جمعیت می باشد (در سال ۱۳۷۰) این استان از شمال با جمهوری آذربایجان همسایه است و شامل ۶ شهرستان و ۱۶ بخش و ۶۱ دهستان و ۱۹۰۲ پارچه آبادی می باشد این استان از مراکز مهم اقتصادی و کشاورزی کشور به شمار می رود و عمده محصولات کشاورزی (چه بصورت دیم و چه بصورت آبی) از اهمیت ویژه ای برخوردار است بطوریکه یک ششم از سطح کل زیر کشت سیب زمینی در ایران” در این استان قرار دارد.همچنین به علت داشتن مراتع غنی در سطح استان” بیش از ۱۶٪ گوشت قرمز کشور در این استان تولید می شود
استان زنجان

استان زنجان در شمال غرب فلات مرکزی ایران قرار گرفته‌است. وسعت استان برابر ۲۲۱۶۴ کیلومتر مربع و۳/۴۱ درصد کل کشور را شامل می‌شود.جمعیّت استان بر اساس آخرین آمار ۹۶۴۵۶۱ نفر و معادل ۵/۱ درصد کل کشور است.

از صنایع مهم استان به چند نمونه اشاره می‌گردد:

۱- شرکت ایران ترانسفو ۲-پارس سوئیچ ۳-شرکت ملی سرب و روی ایران ۴-شرکت کالسیمین ۵-شرکت مینو ۶-چینی سازی ماهنشان و هیس ۷-فرش سهند ۸-پیش سازان لوازم خانگی ایران ۹-لائی سازی ۱۰-سامان شیمی ۱۱- نخ تایر ۱۲- سیمان خمسه ۱۳- روغن نباتی جهان ۱۴- بلکا شرق و…همچنین شهرستان زنجان از لحاظ تنوع معادن بسیار غنی بوده به طوریکه در حال حاضر بالغ بر ۱۷۰ اندیس وذخایر معدنی قابل بهره برداری ودر دست اکتشاف ویا شناسایی شده در استان وجود دارد که شامل: سرب وروی – براسیت – سیلیس – خاکهای صنعتی آنتی موان – تالک – پرلیک – سولفات منیزیم – آلونیت – منگنز – مس – آهن و سنگهای تزیینی (گرانیت – مرمریت – تراورتن – چینی و مرمر) وسنگهای آهکی و گچ و سنگ لاشه‌است.هم اینک از ز نظر معادن روی این استان بزرگ‌ترین معادن روی خاور میانه را در خود جای داده‌است.

جنبشهای اجتماعی  ومسئله مللی   درآذربایجان

جنبشهای کارگری و  انقلابی درآذربایجان همواره وجود داشته و  حضور این جنبشها درآذربایجان اثرات مهمی درسایر بخش های ایران برجای میگذاشت  جنبش خیابانی ،  جنبش مشروطه ،  جنبش های انقلابی کارگری و سوسیال دموکراتیک ،جنبش  ۲۱ آذر  ۱۳۲۴و ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ از جمله جنبش های انقلابی  معروفی هستند که دراین منطقه صورت گرفته وباعث تحولات مهمی هم درخود آذربایجان و هم درسراسر ایران شده است.  جنبش های اجتماعی دراین منطقه  همیشه از مضمونی آزادیخواهانه و سوسیال دموکراتیک و اجتماعی برخورداربودند   وجنبش چپ وسوسیالیستی  نقش مهمی در وقایع تاریخی و جنبش های اجتماعی این منطقه بازی کرده است .به همین دلیل  حکام وقت همواره  مواظب بودند تا جنبشی درآذربایجان شکل نگیرد   واگر هم شکل میگیرد از دایره نفوذ  مراجع مذهبی  ،  سران ایلات و عشایر  ونخبگا  ن طبقه دارا فراتر نرود و اگر با تهدید و سرکوب نمیتوانستند  جلوی حرکت های اجتماعی آزادیخواهانه را بگیرند سعی میکردند آن را  از مسیر انقلابی منحرف کرده وبه بیراهه ببرند و  سپس با انداختن تفرقه بین  فعالین این جنبشها  سرکوب و امحای آن را میسر سازند .

در سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی  که کم وکسری از حاکمیت متمرکز واستبدادی شاه نداشت  بارها وبارها   کارگران ، جوانان ، دانشجویان وتوده های زحمتکش مردم آذربایجان به پاخواستند ، اما هربار رژیم اسلامی حاکم به کمک ارتجاع منطقه  و  قشر استثمارگر و ستمگر آذربایجان ، آنها را سرکوب کرد ه وهزاران نفر از کارگران پیشرو ، روشنفکران وجوانان  را زندانی و شکنجه واعدام نمود.
رژیم جمهوری اسلامی باوجود این همه وحشیگری اما  قادرنشد حرکت های اعتراضی دراین منطقه را خاموش سازد . خلق آذربایجان که علاوه بر تحمل ظلم وستم واستثمار نظام سرمایه داری حاکم و  قوانین  ارتجاعی اسلامی  آن که انسانها را حتی از اختیار انتخاب پوشش هم محروم ساخته است ،از ستم ملی نیز رنج میبرند  و همچون سایر ملل ساکن ایران از حق و حقوق  خواندن ونوشتن به زبان مادری نیز برخوردارنیستند .  تداوم وتشدیدستم های عدیده جنسی  و طبقاتی  باضافه ستم ملی زمینه های   رشد آگاهی  و  گسترش مطالبات آزادیخواهانه و عدالت طلبانه   و اجتماعی  را دربین  توده های زحمتکش مردم  موجب شده است  .

تبدیل مسئله ملی به مجادله اصلی وفراموشی مطالبات و خواست های دیگر

امادرآذربایجان نیز همچون سایر نقاط کشور  تداوم سرکوب و خفقان  امکان هر گونه تجمع و تحزب   و تشکل را از کارگران و عموم زحمتکشان گرفته است  وسازمانهای انقلابی  مدام سرکوب میشوندو   رژیم هرگونه وابستگی به آنها  وپیوستن به  آنهارا بازندان واعدام جواب میدهد  و مانع مهمی در تفکیک طبقاتی  و شکل گیری آگاهی طبقاتی  درمیان طبقه کارگر وتوده های  زحمتکش مردم شده است   .
درفقدان آگاهی طبقاتی   ونبود آزادیهای سیاسی گروه های اجتماعی که تحت ستم واستثمار طبقه حاکم قرار دارند درمواجهه با  حاکمیت شونیست تمرکزگرا وسرکوبگر حاکم،  رهائی خود را تنها دررفع ستم مللی  وبدست آوردن حق تعیین سرنوشت خود جستجو میکنند. احزاب و افراد  پوپولیست و یا مراجع   مذهبی و فرقه های گوناگون ،ازاین زمینه استفاده کرده و از آنها میخواهند هویت ومطالبات طبقاتی خود را فراموش کرده و  زیر شعار کلی رفع ستم ملی متحد شوند .  این درحالی است  که شعرا ونویسندگان وهنرمندان نیز  دراشعار ونوشته ها واثرات  هنری خود ستم مللی را برجسته کرده وچنین گرایشی را درمیان توده های به جان آمده تقویت میکنندو  بدین ترتیب  زمینه هائی بوجود میاید تا  این توده عظیم کار وزحمت اما  فاقد تحزب وتشکل با فراموشی هویت طبقاتی خود و نداشتن وندانستن  برنامه  ای که درآن خواست ها و مطالبات شان بصورت شفاف تدوین شده باشد و مرز بین دوستان واقعی و دشمنان واقعی آنها  روشن شده باشد ،   به ابزار دست جریانان مذهبی و ناسیونالیسم  افراطی تبدیل گردند و بدین ترتیب مسئله مللی  به یک مجادله اصلی تبدیل میگردد که بقیه خواست ها و مطالبات   اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی  ورفاهی  توده های کارگر و زحمتکش به کنار صحنه رانده میشوند .

ضرورت  تفکیک طبقاتی  و شفافیت برنامه ای

اکنون درجنبش های اجتماعی درآذربایجان که درپشت سد دیکتاتوری و خفقان  تلنبار شده است  مسئله ملی  به یکی از شاخص های مهم آن تبدیل شده و میلیونها آذری زبان  امروز  حول رفع ستم ملی در مدارس و دانشگاه ها و مراکز کار و زندگی خود درقالب کانون های فرهنگی وصنفی  ، ورزشی و غیره  متشکل شده و  خواهان رفع ستم ملی هستند . یعنی ستم ملی چتری شده است تا تمام گروه های  مختلف المنافع   در آن کنجانده شوند  .

روشن است که بورژوازی  علی العموم وبورژوازی مناطق مختلف ایران علی الخصوص  نه تنها نفعی در رفع ستم ملی ندارد بلکه درحالت  استبداد وتمرکز   واقتدار قدرت مرکزی بیشتر و بهتر میتوانند  همه بازار ها  ی کار وکالاوامکانات سود آوری را دردسترس داشته باشند  . آنهاهرجاکه سرمایه شان سود بیستری دربرداشته باشد به همانجا نقل مکان  میکنندو ازطریق تشدید استثمار کارگران و غارت و چپاول زحمتکشان  سود  های نجومی به  جیب میزنند. لذا است که  رهبری  خواست رفع ستم ملی بعنوان یکی از خواست ها و مطالبات دموکراتیک   دردست افراد و عناصر فرصت طلبی قرار میگیرد که دارای   هویت تعریف شده طبقاتی نیستند  و آنها  به جبهه ناسیونالیستهائی تعلق دارند که   با  آزادی کشی  وتداوم استثمار کارگران ، غارت و چپاول زحمتکشان توسط مشتی    صاحبان قدرت و ثروت  کاری ندارند .آنها با فقر و نداری ، بیکاری و بی مسکنی   و تبعیض جنسی   مشکلی ندارند .آنها  ازاینکه کارگران و زحمتکشان از تشکل های طبقاتی و صنفی وسیاسی  خود محرومند   آزرده خاطر نمیشوند.  بلکه ماموریت نانوشته دارند تا   مبارزه هدفمند طبقاتی  کارگران و زحمتکشان   برای تحقق خواست های فوق را منحرف کنند ، زنان  همچنان تحت ستم و تبعیض جنسی باشند ، کودکان بعنوان  نیروی ذخیره کار ارزان  درخدمت سرمایه باشند ،  گرانی ، بی مسکنی ، اعتیاد ، فهشا     نبود بیمه های   اجتماعی  کافی و همه شمول ، همینطوری که هست باشد. تا مبادا  طرح چنین مطالباتی به قبای  قشر مفت خور واستثمارگر و کلاه بردار بخورد .
آنها با خیلی از قوانین ارتجاعی مذهبی موافقند ، همچون مردان وزنان مردسالار  از وجود  این قوانین وادامه تبعیض جنسی مستفیض میگردند.
دنباله روی از یک چنین احزاب ورهبرانی بزرگترین خطری است که جنبش انقلابی طبقه کارگر آذربایجان و توده های زحمتکش مردم را تهدید میکند .  مسئله ملی بدست ناسیونالیسم افراطی  که گاه به فاشیسم پهلو میزنند  مانع بزرگ   تداوم و تکامل  جنبش های اجتماعی درآذربایجان است .  مبارزه برای رفع ستم ملی  درآذربایجان نمیتواند جدا از مبارزه برای رفع  نابرابری های اجتماعی    و آزادی و  برابری بمفهوم اجتماعی آن باشد  .  مبارزه برای تحقق خواست ها و مطالبات صنفی و سیاسی  و مبارزه برای  حق تشکل ، تحزب ،  برخورداری از  رفاه و آسایش  و کار و مسکن و آزادی  و مبارزه برای رفع ستم ملی و  حق تعیین سرنوشت  بدست خود ، حق مسلم توده های زحمتکش آذربایجان است .
دراین شکی نیست که  هرگونه ادعای آزادیخواهی و شعار دموکراسی طلبی  ،  بدون برسمیت شناختن این حق ، یعنی حق تعیین سرنوشت ، شعار توخالی بیش نیستند . برای تحقق حق تعیین سرنوشت ، نباید ونمیتوان  از خواست های فوق و مبارزه برای تحقق آنها سرباز زد  و آن را گذاشت تا مشکل ملی حل شود  .  دراین صورت برخلاف ادعای رهبران ناسیونالیست نه تنها رفع ستم ملی قابل حصول نخواهد بود بلکه   توده های مردم  درمنجلاب  چنین  احزاب و رهبرانی به خواست های برحق دیگر خود نیز نخواهند رسید و چه بسا به آلت دست ناسیونالیستها و  ارتجاع حاکم تبدیل شده و  درجنگ  های حیدری و نعمتی و قومی و قبیله ای  درسلاخ خانه های بورژوازی قربانی شوند.
حق تعیین سرنوشت  بدست  ناسیونالیست های دوآتشه ملیت های تحت ستم  که حاضر نیستند از حقوق کارگر و زحمتکش و زنان و کودکان و حق کار مسکن و آزادی دفاع کنند به سرانجامی نخواهد رسید. توده های زحمتکش مردم به وعده های سرخرمن اینها مبنی بر  اینکه « اول حقوق ملی خودرا بدست آوریم وبعد  به این مطالبات  دیگربپردازیم» را باور نخواهند کرد و قدرت گیری  چنین گرایشات سیاسی  جز به دشمنی میان خلقها و  کشت و کشتار نتیجه دیگری دربر نخواهد داشت  و نمیتواند  شعارحق تعیین سرنوشت ملل را متحقق سازد.
کمیته ایالتی آذربایجان سازمان دراین رابطه رسالت بزرگی بردوش دارد .
کمیته آذزبایجان درفقدان یک نیروی انقلابی و چپ و سوسیالیست قدرتمند، باید به  تفکیک و شفافیت برنامه ای صف بندیهای طبقاتی کمک کند  و استراتژی معینی را دررابطه  با ارتقای سطح آگاهی و مطالبات توده های کارگر و زحمتکش آذربایجان  تدوین کند.
کمیته آذربایجان باید  با افزودن بر توانائی تئوریک اعضای خود به مبارزه نظری و سیاسی   با رژیم حاکم و  جریانات  ارتجاعی مذهبی و ناسیونالیسم افراطی درآذربایجان  دامن بزند.
کمیته ایالتی آذربایجان سازمان میباید  به تدارک آنچنان برنامه   عملی  دست بزند که   به حضور چپ انقلابی و سوسیالیستی در آذربایجان مادیت و عینیت بخشد.
کمیته آذربایجان  ضمن حفظ  وپاسداری از استقلال طبقاتی  کارگران  وپرهیز از هرگونه دشمن تراشی های  بیمورد، میباید  دست دوستی و اتحاد عمل بابسوی سازمانها واحزاب  پیشرو ومترقی وانقلابی  آذربایجان و خلقهای  همجوار دراز کند تا با مبارزه مشترک علیه  هرگونه مظاهر ارتجاع و عقب ماندگی و کهنه پرستی و  مبارزه علیه  گرایشات انحرافی ناسیونالیسم  عظمت طلب ایرانی وناسیونالیسم  افراطی محلی ،  پیوند های دوستی واتحاد آزادانه  خلقها را مستحکم کنند و مبارزه توانمندی را برای به زیر کشیدن ارتجاع حاکم و بدست گرفتن سرنوشت خود  سازمان دهند.
کمیته  آذربایجان ضمن  تبلیغ وترویج سوسیالیسم   بعنوان تنها راه نجات جامعه از بربریت سرمایه، میباید آنچنان تدبیری بیاندیشد  و با خواست ها و مطالبات  دموکراتیک  و ترقی خواهانه  توده های مردم چنان  تلفیق یافته و آغشته گردد که   زیبا ترین چشم انداز رهائی از  تمام مصاعب موجود را  مقابل دیدگان  توده های عظیم کارگر و زحمتکش  وزنان و جوانان وروشنفکران جامعه  به تصویر بکشد . باید  ظرفی باشد که تمام استثمار شوند گان و ستمدیدگان  برای مبارزه ای متحد و متشکل  به آن بپیوندند.
کمیته آذربایجان  باپرهیز از هرگون چپ روی کودکانه   واقدامات  نسنجیده ونیاندیشیده   میباید درعمل نشان دهد که پرلتاریای انقلابی آذربایجا ن و  کارگران پیشرو وکمونیست  متشکل  در کمیته  آذربایجان، ثابت قدم ترین و انقلابی ترین ، صادق ترین  انسانهائی هستند که در راه نه تنها رفع ستم ملی و بدست گرفتن حق تعیین سرنوشت خلق آذربایجان میرزمند، بلکه  آنها خواهان برافتادن همه مظاهر ستم واستثمار سرمایه داری و فقر و فلاکت  و بی خانمانی و بدبختیهای گریبانگیر   مردم  درنظام  کنونی هستند.  آنها همچنین یار ویاور  دیگر کارگران وزحمتکشات و توده های رنجدیده سایر مناطق ایران دررهائی از زیر بار نکبت جمهوری اسلامی هستند.
فدائیان  کمونیست و کارگران ، جوانان و روشنفکران انقلابی  و فرهنگ ورزان  آگاه  آذربایجانی نه تنها خواستار برافتادن ستم ملی  و کسب حق تعیین سرنوشت هستند بلکه  آذربایجانی میخواهند که در آن  ازستم و استثمار و زور وسرکوب خبر و اثری نباشد .
ما نه  تنها  دشمنی بین خلقها و ملل ساکن ایران را  محکوم میکنیم بلکه مشوق اتحاد و اتفاق و دوستی بین آنها هستیم و برآنیم که تنها دراتحاد کارگران و زحمتکشان ملل تحت ستم است که  قدرت بزیر کشیدن نظام حاکم و بدست گرفتن حق تعیین سرنوشت محقق خواهند شد.   چرا که برخلاف  خرده بورژوا ها ،  و عناصر بی هویت  که داعیه رهبری این جنبش را دارند  .تنها  انبوه طبقه کارگر وتوده های ستم کشیده ورنجدیده  هستند که  درصورت  آگاهی   و همبستگی قدرت لازم را برای تحقق خواست های شان  خواهند داشت . کارگران وزحمتکشان آذربایحان برای تحقق مطالبات شان ازجمله رفع ستم ملی و بدست آوردن آزادی و حق تعیین سرنوشت نیازی به رهبری  احزاب وجریانات ارتجاعی و عناصر  ناسیونالیست پراکنده  وآواره طبقات دیگر ندارند که معلوم نیست  آبشخور آنها ازکجا سرچشمه میگیرد.

یدی  شیشوانی  ۲۵ تیرماه ۸۹






Cavab yaz

Your email address will not be published. Required fields are marked as *

*